تبليغاتX
یکی من یکی تو

 

دلت تنگ است میدانم ، قلبت شکسته است می دانم ، زندگی
برایت عذاب است میدانم ، دوری برایت سخت است میدانم، اما
برای چند لحظه آرام بگیر عزیزم.
گریه نکن که اشکهایت حال و هوای مرا نیز بارانی می کند ، گریه
نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد ، آرام باش عزیزم ،
دوای درد تو گریه نیست.
بیا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگیری ، با گریه خودت را آرام نکن
با تنهایی باش اما اشک نریز ، درد دلت را به تنهایی بگو زمانی که
تنهایی.
گریه نکن که اشکهایت مرا نا آرام می کند ، گریه نکن چون گریه تو را
به فراسوی دلتنگی ها میکشاند ، گریه نکن که چشمهایم طاقت این
را ندارند که آن اشکهای پر از مهرت را بر روی گونه های نازنینت
ببینند و دستهایم طاقت این را ندارند که اشکهای چشمهایت را از
گونه هایت پاک کنند ، گریه نکن که من نیز مانند تو آشفته می شوم
گریه نکن ، چون دوست ندارم آن چشمهای زیبایت را خیس ببینم
حیف آن چشمهای زیبا و پر از عشقت نیست که از اشک ریختن
خیس و خسته شود؟
ای عزیزم ، ای زندگی ام ، ای عشقم ، اگر من تمام وجودت می
باشم ، اگر مرا دوست می داری و عاشق منی ، تنها یک چیز از تو
می خواهم که دوست دارم به آن عمل کنی و آن این است که دیگر
نبینم چشمهایت خیس و گریان باشند ، زندگی ارزش این همه اشک
ریختن را ندارد ، آن اشکهای پر از مهرت را درون چشمهای زیبایت
نگه دار ، بگذار این اشکها در چشمانت آرام بگیرند.عزیزم گریه نکن
چون من از گریه هایت به گریه خواهم افتاد ، وقتی اشکهایت را
میبینم غم و غصه به سراغم می آید.
وقتی اشکهایت را میبینم حال و هوای غریبی به سراغم می آید
وقتی اشکهایت را میبینم ، از زندگی ام خسته می شوم ، وقتی
اشک می ریزی دنیا نیز ماتم میگیرد ، پرندگان آوازی نمیخوانند ، بغض
آسمان گرفته می شود ، هوا ابری می شود و پرستوهای عاشق
خسته از پرواز.
گریه نکن عزیزم ، آرام باش عزیزم ، بگذار این اشکهای گذشته را از
گونه های نازنینت پاک کنم ، دستهایت رادر دستان من بگذار عزیزم
سرت را بر روی شانه هایم بگذار عزیزم و درد دلهایت را در گوشم
زمزمه کن عزیزم ، من می شنوم بگو درد دلت را عزیزم.
با گریه خودت را خالی نکن عزیزم چون بغض گلویم را می گیرد ، با
گفتن درد دلت به من خودت را خالی کن تا دل من نیز خالی شود
میدانم وقتی این متن مرا میخوانی اشک از چشمانت سرازیر می
شود ، آری پس برای آخرین بار نیز گریه کن چون این درد دلی بود که
من نیز با چشمان خیس نوشتم.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:52 توسط سامی |

 

چشماشو که باز کرد ، خودشو تو آینه دید.رنگش پریده بود و یک کلت کمری را با دست راستش توی دهنش گذاشته بود.چشماشو دوباره بست و باز کرد.دختری را دید که عاشق کسی بوده که ازش متنفره.دوستایی داشته که هیچ وقت دوستش نداشتند و بهترین دوستش فقط تحملش می کرده.رشته ای را انتخاب کرده بوده که هیچ علاقه ای بهش نداشته ، روزهاش همه مثل هم و شب هاش یه عذاب کشنده برای رسیدن به اون حس بیهودگی روزانه.چشماشو بست و زیر لب زمزمه کرد ، افتادم توی یه مسیر که نه راه برگشت داره نه حداقل یه راه فرعی.فقط باید رفت و رفت.یک قطره اشک از گوشه چشمش روی گونه اش لغزید.چشماشو باز کرد ، اونطرفتر شب داشت تموم می شد ولی لامپ زرد بالای سرش وزوز کنان نور افشانی می کرد.سعی کرد این لحظه را با تمام وجودش حس کنه.آخرین تصویر ، چشماشو بست ، زمزمه کرد،همه چیز همین جا تموم میشه ، صدای تیر سکوت سپیده دم را شکست ، حیف که ندید کیلومترها آن طرف تر مادرش وحشت زده از خواب پرید و ناله کرد ، دخترم ، حیف که دیگه چشماشو باز نکرد تا این بار برای کسانی که دوستش داشتند ، برای کارهایی که دوستشان داشته زندگی چشماش بسته بود و گرنه اشک های مادرش را می دید و صورت بهت زده پدرش را.

  

   

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 13:43 توسط سامی |

 

چه كسی می داند كه تو در پيله تنهايی خود تنهايی ، چه كسی می داند كه تو در حسرت يک روزنه در فردايی ، پيله ات را بگشا ، تو به اندازه يک پروانه زيبايی.

  

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:58 توسط سامی |

 

بهترين لحظه زندگی چه زمانیه ؟ تولد تو يا نه ؟ زمان به آرامش رسيدن تو ؟ دلم ميخواد همه زيبایی های اين جهان رنگارنگ رو ميتونستم يک جا تو آغوش تو جای بدم ، اما افسوس که در قبال تو ضعيفم ، ای عزيز زندگی لحظه اومدنت مبارک ، لحظه هميشه موندنت مبارک.

تولدت مبارک ستاره جون.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 14:52 توسط سامی |

 

What is a best friend?
A best friend will be with you till the end.
A best friend will talk to you, cheer you up when you are blue.
A best friend will make you laugh when you cry
A best friend will never ever lie.
A best friend will be caring,
A best friend's love will be unerring.
A best friend will let you tag along,
She'll make you feel like you belong.
A best friend will never turn away,
You know she's here to stay.
A best friend knows what's on your mind.
She knows just what she'll find!
A best friend is always true,
A best friend is Y-O-U!

Happy Anniversary Of Friendship Lauren

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 23:5 توسط سامی |

 

در ابتدای سالروز تولدم در انتظار صدایت هستم ، تا دوباره متولدم کنی ، کاشکی بر پیشانیم نوشته باشند که تا ابد از آن تو هستم ، دوستت دارم حتی اگر این جمله در سرنوشتم حک نشده باشد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 13:29 توسط سامی |

 

امروز تولدمه.

دیگه رفتم تو هجده سالگی.

همتون دعوتین.

منو تنها نزارین.

منتظرتون هستم.

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 13:27 توسط سامی |

 

اولین روزی که اومدیم واسه دل خودمون بنویسیم.چه روز بدی در اومد.

تو روزی که باید می بردیم ، باختیم.

واسه منم هیچی بدتر از باخت نیست.

ولی دربی مال ماست.هفته بعد لنگی ها رو مچاله می کنیم.

استقلال اول بشی آخر بشی دوستت داریم.

اینم استقلال از نوع همیشه قهرمان واسه همه استقلالی ها.

 

+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 19:55 توسط سامی |

 

از اين به بعد تصميم گرفتم مطالب رو بيشتر از خودم بنويسم.واسه دل خودم.

می خوام مثل آبجيم،ستاره رو ميگم از استقلال بنويسم.از چيزايی كه دوسشون دارم.

يه كمی سخته ولی سعيمو می كنم.منتظر نظرای خوشكلتون هستم.منون تنها نزارين.

يكی رو می خوام كه دستمو بگيره.

 

+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 11:26 توسط سامی |

 

مهم نيست چند بهار را در کنار هم زندگی کنيم ، مهم اين است که چند لحظه را بهاری زندگی کنيم.

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387ساعت 16:20 توسط سامی |

هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم ، یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم ، یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره ، یاد گرفتم تو زندگیم به خاطر اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه ای بشکنم ، یاد گرفتم گریه های هیچ کس رو باور نکنم ، یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم ، یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم.

Home
Email
Night Skin